تبلیغات
نگاه مترجم -  تاریخ و سنت ترجمه در ایران (1)

نگاه مترجم

فارغ التحصیل ترجمه باید یک مترجم باشد

 

 تاریخ و سنت ترجمه در ایران (1)

 

نوع مطلب :تایخ ترجمه ،

نوشته شده توسط:آناهیتا رزم آرا

زبان فارسی كه امروز در ایران، افغانستان و بخش هایی از آسیای مركزی صحبت می‌شود یكی از شاخه های هند و آریایی خانواده هند و اروپایی زبان ها، و دنباله ی مستقیم فارسی باستان و میانه است. افزون بر هزار سال، این زبان وسیله ی عمده ی گفتار روزانه و همچنین زبان علم، هنر و ادبیات در سرزمین ایران بوده است. پیش از سلطه ی استعمار، فارسی زبان تشكیلات دولتی، قضا، و فرهنگ در شبه قاره ی هند نیز بود. در زمان های گوناگون طی دوران های گذشته، فارسی در بخش هایی از قفقاز و در دربارهای عثمانیان زبان ادبیات بوده است. در حال حاضر، همه ی ایرانیان و تاجیكان، و اكثریتی از افغانان این زبان را به كار می‌برند. همچنین به دنبال انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، جنگ داخلی در افغانستان، و فروپاشی‌ِ اتحاد شوروی، فارسی به تدریج به صورت زبان جمعیت عظیم ـ و در حال رشدی ـ از مهاجران فارسی‌زبان در میان ملت های دیگر درآمده است.

ترجمه به فارسی تاریخچه‌ای دراز و پرماجرا دارد و در تكامل تمدن های ایرانی و ایرانی شده در سراسر آسیای غربی و فراسوی آن نقش مهمی ایفا كرده است. اطلاعات درباره ی ترجمه پیش از ظهور اسلام در سده ی هفتم میلادی بسیار ناچیز است. در ایران سده‌های میانی، داد و ستد میان عربی و فارسی، ویژگی اصلی و تعیین‌كننده ی فعالیت های مربوط به ترجمه بود. در پی‌‌ِ یورش های مغول و تاتار در سده‌های هفتم تا نهم هجری كنش و واكنش های تازه‌ای میان فارسی از سویی و شماری از زبان های هندی و تركی، از سویی دیگر، پدید آمد، و موجب پیچیده و گونه‌گون‌تر شدن این تاریخچه شد. از میانه‌های سده سیزدهم قمری، چه در ایران چه در سرزمین های فارسی زبان خارج از ایران، ترجمه از زبان های اروپایی بخش جدانشدنی از برنامه‌های گوناگون  امروزی‌سازی بوده است.

شاهنشاهی ایران‌ باستان

طبق دقیق‌ترین اطلاعات ما، پارسی باستان در هزاره ی دوم پیش از میلاد بر اثر امواج گونهه های مهاجم استپ های سیبری و شمال اروپا به فلات ایران راه یافت، و سرانجام زبان هخامنشیان (۵۵۹ ـ ۳۳۰ م) شد، سلسله ی پادشاهانی كه بزرگ‌ترین و نیرومندترین امپراتوری را در دنیای قدیم بنیاد نهادند. با این همه، پارسی باستان عمدتن در پرسیس، یعنی منطقه ی جنوب مركزی ایران امروزی، كه اكنون به فارس معروف است، صحبت می‌شد. تصور می‌رود كه ادبیات این زبان به طور شفاهی منتقل شده است، چون هیچ سابقه ی مكتوبی از آن نداریم. البته ما اوستا را دراختیار داریم، و آن كتابی دینی نوشته شده به زبانی است كه پژوهشگران آن را اوستایی نامیده‌اند، زبانی كه پیوستگی نزدیكی با پارسی باستان دارد.  گرچه اوستا در سده ی چهارم پیش از میلاد نگاشته شده است، دربردارنده ی پاره‌ای سرودهای زرتشتی است كه گمان می‌رود به زبان های ایرانی كهن‌تری است.
به تدریج پارسی باستان جای خود را به زبان های دیگر، از جمله پارتی و مادی (۱) داد. با این حال، در سراسر دوره ی میان هخامنشیان و ساسانیان، اوستایی زبان اصلی دین و فرهنگ زرتشتی باقی ماند. شاهنشاهی‌ِ هخامنشی چند زبانه بود، و بسیاری از اسناد آن نه تنها به زبان های گوناگون شاهنشاهی، بلكه به بابـ‌‌ِلی و عیلامی نیز نوشته می‌شد. باز هم اطلاعات ما درباره ی فعالیت های ویژه ی مربوط به ترجمه در میان این زبان ها آن اندازه کم و ناقص است كه امكان هیچ بحث فراگیری در زمینه ی روندها و الگوهای ترجمه را نمی‌دهد.

با بنیادگذاری سلسله ی ساسانی در ایران (۲۲۴ـ ٦۵۲ م) و ظهور فارسی میانه، معروف به پهلوی، رفته رفته آن اندازه اطلاعات درباره ی تبادل فرهنگی [میان گروه‌های زبانی] به دست می‌آوریم كه می‌توانیم بحث و بررسی های بسیار انجام دهیم. از پاره‌ای بخش های اوستا ترجمه‌هایی به فارسی‌ِ میانه در دست داریم، هر چند كه این ترجمه‌ها تحت‌اللفظی‌اند و در برخی جاها ابهام دارند. در اواخر دوره ی ساسانی، شمار این گونه ترجمه‌ها بسیار افزایش یافت؛ این شاید یكی از راه های مقابله با ظهور گرایش های انحرافی در آیین زرتشتی بود. بسیاری از ترجمه‌های باقی مانده از اوستایی به فارسی میانه خصلت دینی دارند و عنصرهای سامی به وفور در آن ها یافت می‌شود. برخی از آن ها در بردارنده ی برگردان هایی از اوستا و دیگر كتاب ها است كه یا به الفبای‌ِ اوستایی معروف به پازند (۲) نوشته شده، یا به خط عربی كه در سده‌های بعدی به كار گرفته شد.

همچنین می‌دانیم كه شاهان ساسانی مشوق ترجمه از یونانی و لاتین بودند. ایرانیان اطلاعات تاریخی بسیاری را كه در نتیجه ی هرج و مرج‌ِ پس از فتح ایران به دست اسكندر (۳۳۰ ق.م.) از دست داده بودند، از طریق این ترجمه‌ها باز به دست آوردند. شاپور اول فرمان داد تا ترجمه‌های زیادی از آثار یونانی و هندی صورت گرفته، در مجموعه‌هایی از متن های دینی گنجانده شود. شاپور دوم بر پایه ی اوصاف ارایه شده توسط تاریخ نویسان یونانی، مدعی بخش هایی از امپراتوری رم شد.
مهم‌تر این كه رواج گسترده ی فلسفه و علوم یونان در ایران درست پیش از ظهور اسلام می‌تواند در اصل نتیجه ی ترجمه‌هایی باشد كه اكنون به طور عمده از میان رفته است. در اوایل سده ی ششم میلادی، خسرو اول معروف به انوشیروان به تأسیس یك بیمارستان و یك مدرسه ی پزشکی در شهر گُندی شاپور فرمان داد. در آن جا فیلسوفان و پزشكان یونانی و سوری در كنار هم كاران ایرانی خود به كار مشغول شدند. این پادشاه همچنین دستور داد پَنْجه تَنْتَره به پهلوی ترجمه شود؛ این مجموعه حكایت های هندی پایه ی آثار بی‌شماری در ادبیات ایران پس از اسلام قرار گرفت.

بعدها، این اثر، شاید از راه ترجمه‌ها یا تلخیص‌های متأخرتری كه به سریانی صورت گرفته بود، بنیاد داستان های فراوانی در اروپای قرون وسطا شد. دایره المعارف های عربی و وقایع نامه‌ها نام چندین منبع مهم را كه دارای اطلاعاتی تاریخی درباره ساسانیان است آورده، و اطلاعات مندرج در آن ها را ضمیمه ی اطلاعات خود کرده‌اند. بر طبق این منابع، در اوایل سده ی اول هجری بسیاری از آثار ادبی هندی نیز به فارسی میانه برگردانده شد. افزون بر پَنْجه تَنْتَره، كه بعدها در آن تغییرهایی داده شد و به صورت كلیله و دمنه در آمد. این آثار هندی ، افزون بر حكایت های متعدد دیگر، شامل دو كتاب از كتاب های سندباد نیز بود.

پی نوشت‌ها:

۱ـ در تقسیم های زبان های ایرانی، گویش یا زبانی به نام مادی اوستایی (Median) وجود ندارد. فقط اوستایی دارای دو لهجه كاثی و جدیدتر است ـ م.

۲ـ پازند نام الفبا نیست بلكه دقیقاً به زبان پهلوی‌ِ بدون هزوارش اطلاق می‌شده است. این زبان پس از تازش عرب ها و شاید در سده های دوم م و سوم میلادی نشأت گرفته است. در آن زمان لغات هزوارش (= كلمه های آرامی كه با تلفظ پهلوی خوانده می‌شده است) را از متن پهلوی بیرون كشیدند و به جای آن واژه های پارسی نهادند. (برای توضیح بیش تر، نگاه کنید به دایره المعارف فارسی، ذیل پازند و اوستا.)

منبع: فصلنامه مترجم، شماره 29



http://krisSrsic.jimdo.com/
جمعه 13 مرداد 1396 09:12 ب.ظ
Hey this is kind of of off topic but I was wondering if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually
code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding skills so I wanted to get advice
from someone with experience. Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر